تبليغاتX
-= دفاع از حقوق دانشجویان بهائی =-
چرا جوانان ایرانی بهائی از رفتن به دانشگاه های ایران محروم هستند؟
منبع » مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

کميته حقوق بشر مجمع عمومي سازمان ملل متحد کشور ايران را به دليل «نقض حقوق بشر» به شدت محکوم کرد. متن زير قطعنامه وضعيت حقوق بشر ايران در سازمان ملل متحد است که در ماه جاري در مجمع عمومي آن سازمان به راي گذاشته خواهد شد.

(در ادامه متن این قطعنامه را کامل بخوانید)

ادامه مطلب...
تاریخ :جمعه پانزدهم آذر 1387     |     زمان : 2:14    |     شماره مطلب : 51  زمینه :    |   نویسنده :  یک جوان ایرانی بهائی | آخرین مطلب از همین نویسنده
منبع: مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

اينجانب آرش روحاني دانشجوي رشته مديريت صنعتي در موسسه آموزش عالي راغب اصفهاني به شماره دانشجوئي 85138024 ورودي سال 1385 مي باشم. بعد از گذراندن دو ترم در هنگام دريافت کارنامه ي ترم دوم در عين ناباوري متوجه شدم که نمره ي رياضيات من 9 درج شده است. بلافاصله اعتراض نامه ي خود را به واحد آموزش دانشگاه داده و خواستار بازبيني برگه رياضياتم شدم، بعد از گذشت چند روز استاد رياضي آقاي مهريار که مدير آموزشگاه نيز هستند براي رسيدگي به شکايت و اعتراضات به دانشگاه آمدند. نوبت به من رسيد، در ابتدا اسم و فاميل من را که بالاي برگه نوشته شده بود خواندند و از من پرسيدند آيا شما بهايي هستيد؟ من هم پاسخ مثبت دادم. سپس شروع به تصحيح دوباره ي برگه من نمودند و نمره ي من را از 9 به 7 کاهش دادند و جالب اين بود که جواب سوال اول من دقيقا با جواب سوال برگه اي که زير برگه ي من بود و از روي آن تصحيح مي کردند يکي بود و به آن نمره داده بودند وبه من نمره نداده بودند! علت را جويا شدم ، بعد آقاي مهريار با لبخندي با کمال احترام به من گفتند:
" آقاي روحاني من بهائيان زيادي ميشناسم که اکثرا از ايران رفته اند من هم به شما نمره نمي دهم تا خيالتان از درس راحت باشد و زودتر از ايران برويد." من هر چه اصرار کردم که اين 2 موضوع ربطي به هم ندارند با خنده به اتاق ديگر رفتند. و در پي گيري هاي ديگر باز هم به جوابي نرسيدم و در کارنامه باز هم نمره من را زير 10 نوشته بودند. مشاهده چنين برخوردي از سوي استاد دانشگاه که وظيفه اي جز ارتقاي سطح فرهنگ و دانش جوانان اين کشور ندارد مرا به تعجب واداشت. آري، اين نيز شگردي ديگر براي بازداشتن دانشجويان بهايي از تحصيلات عاليه و تشويق آنها به ترک وطن بود. و در نهايت پس از سپري شدن دو ترم حکم ترک تحصيلي را به دست من دادند. اکنون پس از گذشت 30 سال همچنان جامعه بهاييان ايران از داشتن حق تحصيل محروم است. حتي تا سال 83 بهاييان حق شرکت در کنکور را نيز نداشتند و از آنسال نيز پس از ورود تعداد اندکي از جوانان بهايي به دانشگاه پس از مدتي يا در همان ابتداي راه اخراج مي شدند و اکنون تنها تعداد معدودي در دانشگاه ها مشغول به تحصيل مي باشند که آنها نيز وضعيتي بلاتکليف دارند. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران براي همگان حقوق يکسان قائل است اما بهاييان را به رسميت نمي شناسد و به همين دليل آنان را از طبيعي ترين حقوق شهروندي در طول اين 30 سال محروم نموده اند. با نگاهي اجمالي به اصول سوم، چهاردهم نوزدهم، بيستم، بيست و سوم و سي ام قانون اساسي بر همگان آشکار خواهد شد که رفع تبعيضات ناروا بر جامعه بهاييان ايران وظيفه مسئولين است. در پايان بنده خواستار رسيدگي به حقوق از دست رفته ي خويش و تمامي جوانان محروم از تحصيل ايران مي باشم.


تاریخ :جمعه پانزدهم آذر 1387     |     زمان : 2:11    |     شماره مطلب : 50  زمینه :    |   نویسنده :  یک جوان ایرانی بهائی | آخرین مطلب از همین نویسنده
منبع : رادیو زمانه

کوهیار گودرزی
kouhyar@radiozamaneh.com

حق تحصیل از جمله حقوق اولیه بشر است که در ماده ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر بر آن تأکید شده است.
طبق این ماده «هر کس حق تحصیل دارد. تحصیل ابتدایی بایستی رایگان و اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه‌ای بایستی در دسترس عموم قرار گیرد و آموزش عالی بایستی بر اساس استقحقاق، به یکسان در دسترس همه باشد.»

با این حال و از زمان آغاز به کار کابینه نهم در ایران، فعالان دانشجویی برای برخورداری از این حق با محدودیت‌هایی مواجه شده‌اند.

ادامه مطلب...
تاریخ :جمعه پانزدهم آذر 1387     |     زمان : 2:8    |     شماره مطلب : 49  زمینه :    |   نویسنده :  یک جوان ایرانی بهائی | آخرین مطلب از همین نویسنده
  منبع : مجموعه فعالان حقوق بشر

پيرو گفتگو با جوانان بهايي محروم از تحصيل در تاريخ 16/6/86 (شماره :1004-87) روشن گرديد همواره مسئولين مربوطه محروميت از تحصيل بهاييان را به مصوبه اي از شوراي انقلاب فرهنگي ارجاع داده اند. حال با توجه به اسنادي که اخيرا به دست مجموعه فعالان حقوق بشر رسيده بر آن شديم تا گفتگوي مجددي با اين جوانان بهايي محروم از تحصيل داشته باشيم.

ادامه مطلب...
تاریخ :سه شنبه بیست و یکم آبان 1387     |     زمان : 18:8    |     شماره مطلب : 48  زمینه :    |   نویسنده :  یک جوان ایرانی بهائی | آخرین مطلب از همین نویسنده
برای دفاع از حقوق جوانان بهائی که از حق تحصیلات عالیه در ایران محروم شده اند، به ما بپیوندید.

ایمیلی از سوی گروه Baha'i students برای نویسنده این وبلاگ ارسال شده است، دوستانی که تمایل دارند می توانند برای عضو شدن در این گروه می توانید به آدرس زیر مراجعه کنند:
http://groups.yahoo.com/group/Bahai-students/

«چرا جوانان ایرانی بهائی از رفتن به دانشگاه های ایران محروم هستند؟
30 سال است که جوانان ایرانی بهائی از ورود به دانشگاه های کشور به دلیل اعتقاد به دیانت بهائی محروم هستند. این گروه در راستای دفاع از حقوق جوانان ایرانی بهائی تشکیل شده است و آخرین اخبار و مطالب مربوط به دانشجویان بهائی را برای اعضای خود ارسال می نماید . سعی در اطلاع رسانی وسیع به هموطنان شریف، عادل و منصف ایرانی دارد تا بدین وسیله شاید افرادی که صدای جوانان ایرانی بهائی که به دنبال حقوق حقه خود هستند را بشنوند و در صورتی که کاری در این زمینه از دستشان بر آید در راستای باز پس گیری حقوق از دست رفته این گروه از جوانان ایرانی انجام دهند »
منبع:
http://groups.yahoo.com/group/Bahai-students/




تاریخ :سه شنبه بیست و یکم آبان 1387     |     زمان : 14:38    |     شماره مطلب : 47  زمینه :    |   نویسنده :  یک جوان ایرانی بهائی | آخرین مطلب از همین نویسنده
گفت و گو با محمد اولیایی‌فرد، وکیل دانشجویان بهایی 
دانشجوی بهایی حق ادامه تحصیل ندارد 
اردوان روزبه 
a.roozbeh@radiozamaneh.com 

در دو دوره به شکلی جدی اقلیت بهایی در ایران مورد فشار بوده‌ است: اول در ابتدای انقلاب اسلامی ایران و دوم پس از آغاز به کار دولت نهم. 
برخی از بهاییان اشاره می‌کنند اگرچه در دیگر دوره‌ها نیز این اقلیت مصون نبوده، اما این دو دوره بیشترین فشار را بر آن‌ها به همراه داشته است. 

ادامه مطلب...
تاریخ :سه شنبه بیست و یکم آبان 1387     |     زمان : 1:24    |     شماره مطلب : 46  زمینه :    |   نویسنده :  یک جوان ایرانی بهائی | آخرین مطلب از همین نویسنده
به نقل از مجموعه فعالان حقوق بشر
http://hra-iran.org/./Archive_87/1132.html

اينجانب منا محبتي متولد سال 1366 از شهر کرمانشاه در سال 1385 با شماره دانشجويي 855360157 مجاز به انتخاب رشته در کنکور سراسري شدم و پس از انتخاب رشته در رشته ي  مديريت صنعتي به دانشگاه شهيد رضايي کرمانشاه وارد شدم در همان سال همزمان با من 2 نفر ديگر از جوانان بهايي کرمانشاه به دانشگاه راه پيدا کردند اما يکي از آنها در همان ماه اول و ديگري پس از 1 ترم اخراج شدند با اين حال من نيز انتظار اخراج شدن را داشتم و اين موضوع مرا نگران و عصبي کرده بود اما اخراج نشدم به همين خاطر با شور و اميد خيلي زيادي ادامه دادم و باور کردم يک دانشجو هستم و بهر حال 2 سال سپري شد و بعد از اينکه براي ترم 4 ثبت نام کردم 2 هفته بعد از شروع ترم مسئول حراست دانشگاه من را نزد رئيس دانشگاه برد و رئيس به من اعلام کرد که از ادامه ي تحصيل محروم هستم و دليل اين اخراج را اشکال درپذيرش اوليه  اعلام کرد !!! بعد از 4 ترم اين موضوع را به من اعلام کردند بدون هيچ  ابلاغ کتبي و به همين سادگي من در عرض 5 دقيقه از تحصيل محروم شدم . در دفعات بعدي که رئيس دانشگاه را ملاقات کردم علت اخراج را بهايي بودن من ذکر کرد با اين حال من مدت 3 روز بعد از اخراج باز هم به دانشگاه ميرفتم و در سر کلاسهاي درس حاضر ميشدم اما اسم من از ليست تمامي اساتيد حذف شده بود.با آن وضعيتي که مسئول حراست مرا نزد رئيس برد  ( رفتارش طوري بود که انگار يک زنداني جنايتکار را با خود به پاي ميز محاکمه ميبرد )  دوستان و دانشجوياني که من را ميشناختند و شاهد اين قضيه بودند متعجب شدند که به چه دليل اين دانشجو اخراج شده خوب هر کسي فکري درباره ي من ميکرد .
در طي آن 3 روز سعي کردم نظر دوستان و همکلاسي هايم را عوض کنم و حقيقت را به آنها بگويم . در دفعات بعد ديگر حتي به من اجازه ي ورود به محيط دانشگاه را ندادند و نگهبان مرا تهديد کرد که اگر در آمدنم به دانشگاه اصرار ورزم جريان را به پليس اطلاع ميدهد من تصميم گرفتم به همراه يکي از مسئولين جامعه ي بهايي در شهر کرمانشاه به کلانتري محل مراجعه کنم . 3 بار ابلاغ کتبي از طرف کلانتري به دانشگاه برده شد اما کسي حاضر به جوابگويي نبود .تا اينکه پرونده به دادسراي انقلاب برده شد و در آنجا قاضي قرار منع تعقيب را صادر نمود و من به اين حکم اعتراض کردم تا دوباره پرونده به جريان اُ فتاد و از آن روز به بعد منتظر حکم و راي دادگاه هستم ولي 6 ماه گذشته اما هنوز جوابي به من داده نشده .

تاریخ :چهارشنبه یکم آبان 1387     |     زمان : 15:51    |     شماره مطلب : 45  زمینه :    |   نویسنده :  یک جوان ایرانی بهائی | آخرین مطلب از همین نویسنده
مجموعه فعالان حقوق بشر
http://www.hrairan.com/Archive_87/1114.html

اصرار و درخواست يکي از دوستان مرا بر آن داشت تا شرح اين داستان کهنه و تکراري را دوباره بازگو نمايم. داستاني که اگرچه من و بسياري از هم کيشانم را به آن خو کرده ايم ليکن شايد براي شما خواننده ي محترم خالي از لطف نباشد. اخراج از دانشگاه اگرچه براي سايرين حادثه اي غريب و وحشتناک، که براي ما بهاييان که از آغاز تحصيل با انواع ممانعت ها و محروميت ها، تنها و تنها به جرم اعتقادمان عادت کرده ايم، چندان غريب نيست.
نگارش اين داستان اگرچه تکراري و کسل کننده است و براي من داستاني فراموش شده است اما برگ زرين ديگري بر کارنامه ي بانيان آن خواهد افزود، کارنامه اي که از فرط نمرات و صفحات درخشانش همچون مثنوي هفتاد مني مي ماند که اميدوارم کثرت اوراق آن زنگي در گوش مناديان حقوق بشر به صدا درآورد و آنان را بيش از پيش به تکاپو وادارد.
شهريور ماه هشتاد و پنج مطلع شدم پس از شرکت در کنکور سراسري در رشته ي مهندسي صنايع دانشکده ي فني مهندسي گلپايگان که آن روزها به نام صنعتي شريف و شعبه ي از آن معروف بود پذيرفته شده ام. دانشگاه همانقدر که براي همه ي همسالانم جذاب است براي من و هم کيشانم چون دژي ناشناخته بود که نزديک سي سال درهايش بروي ما بسته بود. چون روز روشن بود که گشايش درب دانشگاه هم چيزي نيست جز بازي جديد براي بازيچگان مظلومي مانند ما. حتي فکر مي کردم ثبت نام اوليه هم انجام نخواهد گرفت اما اينگونه نشد و ثبت نام بدون هيچ حرف و حديثي انجام گرفت. اگرچه پايان کار بديهي و روشن بود اما تصميم گرفتم براي اينکه بهانه اي در دست اولياي امور نباشد از هرگونه اقدامي که شايد باعث ايجاد حساسيتي گردد دوري کنم. لذا از اقامت در خوابگاه دانشجويي انصراف داده و رهسپار مهمانسراي شهر گشتم و با جديت مشغول تحصيل شدم. هوش و حواسم را فقط و فقط متمرکز درس و کتابم کردم و از هرگونه فعاليت سياسي و اعتراضي که در بين دانشجويان معمول است احتراز جستم.
ادامه مطلب...
تاریخ :دوشنبه بیست و دوم مهر 1387     |     زمان : 14:18    |     شماره مطلب : 44  زمینه :    |   نویسنده :  یک جوان ایرانی بهائی | آخرین مطلب از همین نویسنده
اينجانب سيما حقيقت مهلباني فرزند اسمعيل به شماره شناسنامه 5287 صادر از تهران متولد 1340 در سال 1383 پس از 24 سال محروميت از حضور در گزينش در دانشگاه هاي ايران و محروميت از تحصيل صرفا به خاطر اعتقاد به ديانت بهايي در آزمون سراسري شرکت کردم و از آن جائيکه همسرم در حين خدمت سربازي و دفاع از ميهن به اسارت نيروهاي عراقي در آمد و آزاد شده بود و از ايثارگران به حساب مي آمد از سهميه ايثارگران استفاده نمودم و در رشته علوم انساني و زبان هاي خارجي امتحان دادم .حين اعلان نتايج متوجه شدم که در رشته ي زبان ها رتبه ي اول و در رشته ي علوم انساني رتبه ي هشتم را احراز نمودم . اما در کارنامه اي که در اختيارم قرار دادند با آنکه در فرم ثبت نام ستون مذهب نداشت مذهب رابراي من اسلام قيد نموده بودند . ضمن مراجعاتي که به مسئولين گرديد اعلان نمودند که اسلام قيد شده در کارنامه نمايانگر نوع امتحان معارف است . لذا من هم با اندکي فاصله از ساير دانشجويان انتخاب رشته کردم و به علت رتبه ي بالا مطمئن بودم که قطعا بايد در اولين انتخاب پذيرفته شده باشم . ولي در هيچ رشته و هيچ دانشگاهي پذيرفته نشدم .!!!
علي رغم مراجعه به سازمان سنجش و تقديم نامه اعتراض پاسخي داده نشد و ظاهرا موضوع مورد رسيدگي قرار نگرفت . و اينجانب با داشتن رتبه اول در رشته زبان ها و رتبه هشتم در انساني صرفا به خاطر اعتقاد به ديانت بهايي از تحصيل در دانشگاه همچون 24 سال قبل از آن اما به شکل ديگر محروم شدم .
سال 1384 مجددا در کنکور سراسري در رشته زبان ها بدون استفاده از سهميه ايثارگران شرکت کردم و اين بار هم پس از کسب رتبه ي بالا در رشته زبا ن ها و مجاز به انتخاب رشته بودن به دليل برخورد سازمان سنجش با دانشجويان بهايي هيچ کس در دانشگاه ها ثبت نام نکرد .    
سال 1386 بار ديگر در کنکور سراسري شرکت کردم و پس از صدور کارت که خود نشانگر صحت و کامل بودن مدارک ارائه شده بود پس از شرکت در جلسه ي امتحان و زمان اعلام نتايج با نقص پرونده روبرو شدم و برايم نقص پرونده اعلان کردند و کارنامه برايم صادر نشد. پس از آن مراجعاتي به مسئولين و سازمان سنجش داشتم که اين مراجعات همچنان بي فايده بود و نتيجه اي از آن حاصل نگرديد و من همچون سال هاي گذشته همراه با ديگر بهاييان از تحصيل در دانشگاه ها فقط و فقط به خاطر اعتقاد به ديانت بهايي محروم شديم 


تاریخ :دوشنبه پانزدهم مهر 1387     |     زمان : 17:49    |     شماره مطلب : 43  زمینه :    |   نویسنده :  یک جوان ایرانی بهائی | آخرین مطلب از همین نویسنده
نیویورک
٣ اکتبر ٢٠٠٨ برابر با ١٢ مهر ١٣٨٧

همزمان با شروع سال تحصیلی جدید، جوانان بهائی مجدداً درهای تحصیل دانشگاهی را بر روی خود بسته دیدند.

گرچه در مجامع عمومی، دولت ایران مدعی است که بهائیان آزادند تا به دانشگاه بروند، ولی گزارش‌های هفته‌های گذشته حاکی از این است که سیاست بازداشتن بهائیان از تحصیلات دانشگاهی همچنان به قوت خود باقی است.

دانشجویان بهائی که در آغاز این سال تحصیلی سعی داشتند تا به دانشگاه‌ها و یا سایر مؤسسات عالیه راه یابند دریافتند که دست‌رسی به نتیجۀ امتحان ورودیۀ آنها مسدود گردیده و پرونده‌های آنها در تارنمای سازمان امتحانات کنکور سرتاسری بعنوان "نقص پرونده" مشخص شده است.

بهائیانی را هم که در سالهای قبل با موفقیت توانسته بودند وارد دانشگاه‌‌ها بشوند هنوز به اخراج آنها ادامه می‌دهند.

و آنهائی که از طریق قانونی اقدام نموده‌اند ماًیوس شده، چه که شکایتشان رد شده است.

خانم بانی دوگال، نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل گفت: "دولت ایران با همان روش معمول چهار سال گذشته، به عناوین گوناگون از دستیابی دانشجویان بهائی به تحصیلات دانشگاهی ممانعت می‌نماید."

با وجود امضای قراردادهای بین‌المللی جهت جانبداری از حق تحصیل برای عموم، سیاست دولت ایران بر آنست که مؤثراً درهای دانشگاه‌ها را بر روی بهائیان بسته نگاه دارد.

خانم بانی دوگال از جامعۀ جهانی و بخصوص از اساتید، مسؤلان عالی‌رتبه و دانشجویان در همه جا تقاضا کرد تا با بلند کردن صدای خود از دانشجویان بهائی ایرانی جانبداری نمایند.

بنا بر گزارش‌ها از ایران، روش اصلی منع ورود دانشجویان بهائی به دانشگاه‌ها همان مسدود کردن نتائج امتحانات ورودی آنها است با ذکر "پروند‌ۀ ناقص".

همین شیوه را سال گذشته نیز تکرار کرده بودند، اما امسال برای بسیاری از دانشجویان بهائی کاملاً واضح بود که آنها قبل از پر کردن برگۀ تقاضا، شناسائی شده بودند. زمانی که به تارنمای امتحانات سرتاسری دانشگاهی مراجعه کردند، بجای دیدن نتائج کنکور، در صفحۀ تارنما جملۀ "خطاهای مقابل را تصحیح نمائید: به دلیل نقص پرونده" را مشاهده کردند. (سند موجود را به زبانهای فارسی و انگلیسی ملاحظه نمائید).

آدرس ( (URLصفحه تارنمائی که دانشجویان به طور خودکار به آن فرستاده شده‌اند، با کلمات "error-bah" ختم می‌شود که احتمالاً اشاره‌ای است به اینکه پروندهای آنها بعلت بهائی بودن با کلمۀ "error" (خطا) نشان داده شده.

با وجود اینکه دانشجوی بهائی تمامی اطلاعات را کاملاً ارائه داده و با موفقیت در امتحان شرکت کرده است، پیام "خطا" نشان داده می‌شود.

سال گذشته، سال تحصیلی ٢٠٠٧ – ٢٠٠٨، از بیش از ١٠٠٠ دانشجوی بهائی، که در امتحان ورودی شرکت کرده و اوراق امتحانی بطور کامل پر کرده بودند، نزدیک به ٨٠٠ نفر آنها بعنوان داشتن "نقص پرونده" از کنکور محروم شدند.

بدون داشتن پروندۀ کامل، ثبت نام در تمام دانشگاه‌های دولتی و اکثر دانشگاه‌های ملی غیر ممکن است.

دانشجویانی که به دادگاه مراجعه و اعتراض کرده بودند که پرونده‌شان به نحو ناروا به عنوان "نقص پرونده" ذکر شده است، تا کنون به تقاضایشان ترتیب اثری داده نشده است.

در حکمی که در آوریل گذشته از دادگاه بخش عدالت اداری در جواب یک دانشجوی بهائی که بر علیه سازمان کنکور سرتاسری تقاضای رسیدگی کرده بود صادر گشت، شکایتش رد گردید.

دادگاه اعلان کرد که "با توجه به این که سازمان طرف شکایت شرایط مذکور را در خصوص شاکی احراز نکرده بنا بر این شکایت وی غیر وارد تشخیص و حکم به رد آن صادر و اعلام می‌گردد". (سند مذکور را به زبانهای فارسی و انگلیسی ملاحظه نمائید).

دادگاه مذکور تقاضای ورودی یک دانشجوی بهائی دیگر که بعلت عقیده‌اش از دانشگاه اخراج شده بود را رد کرد.

در ذکر دلیل رد کردن تقاضای متقاضی، دادگاه استناد به بخشنامۀ گلپایگانی ١٩٩١ نمود که در آن واضحاً مسدود کردن "ترقی و توسعۀ" جامعۀ بهائی و اخراج دانشجویان بهائی ذکر شده است.

دادگاه مذکور داشته که "نظر به این که وضعیت شاکی با مصوبۀ شورای عالی انقلاب فرهنگی (بشماره ١٣٣٧/م/س-۶/١٢/۶٩) تطبیق و مردود شناخته شده است و اعتراض موجهی ندارد که تخلف از مقررات را ثابت نموده و خواسته وی را موجه سازد، بنابراین ذیحق بودن شاکی محرز نمی باشد، لذا حکم به رد شکارت صادر و اعلام می دارد". (سند مذکور را به زبانهای فارسی و انگلیسی ملاحظه نمائید).

گزارشات اخیر نشان میدهند که بهائیانی که در دانشگاه ثبت نام نموده‌اند — حال حاضر تعدادشان بسیار کم است — هنوز هم بعلت علنی شدن عقیده‌شان اخراج میشوند.

برای مثال، در ماه آگست، دانشجوی دختری را از دانشگاه فضیلت که فقط سه هفته به زمان فارغ‌التحصیلی‌اش باقی مانده بود بنزد مسؤلین بردند تا از عقیدۀ خود بازگردد و چون او از این امر امتناع ورزید او را از دانشگاه اخراج نمودند.

علی‌رغم داد و ستد‌های دروغین بیشمار توسط دولت، تعداد کسانی که چه در ایران و چه در خارج، از دانشجویان ایرانی پشتیبانی مینمایند روز به روز رو به افزایش است.

یکی از نمونه‌های قابل ذکر مقالۀ احمد باطبی، فعال حقوق بشر است که اینک در تبعید بسر میبرد. او در مقالۀ خود تحت عنوان "بهائیت رقیب ولایت" که در ٢ سپتامبر ٢٠٠٨ در روز آن‌لاین درج گردیده، اعتراض خود را مبنی بر منع ورود بهائیان به تحصیلات عالیه و آزار و اذیت عمومی آنها اعلان نمود. (مقالۀ مذکور را به زبانهای فارسی و انگلیسی ملاحظه نمائید).


تاریخ :شنبه سیزدهم مهر 1387     |     زمان : 14:31    |     شماره مطلب : 41  زمینه :    |   نویسنده :  یک جوان ایرانی بهائی | آخرین مطلب از همین نویسنده